العلامة المجلسي (مترجم :همدانى)

120

بحار الأنوار (ج67 و 68) (فارسى)

دعا را كه موجب بيرون آمدن تو از چاه شد به تو آموخت ؟ عرض كرد خداوندا تو فرمود چه كسى تو را از مكر و نيرنگ زنان نجات داد ؟ عرض كرد خداوندا تو . فرمود چه كسى زبان آن كودك را بنفع تو بسخن آورد ؟ عرض كرد خداوندا تو . فرمود چه كسى مكر و حيلهء همسر عزيز مصر و ساير زنان را از تو بر طرف نمود ؟ عرض كرد خداوندا تو . فرمود چه كسى علم تاويل و تعبير خواب را به تو آموخت ؟ عرض كرد خداوندا تو . فرمود پس چرا از غير من نصرت و يارى خواستى و از من نخواستى ؟ و از من تقاضاى خلاصى از زندان را نكردى و متوسل شدى و اميدوار شدى به بنده‌اى از بندگان من كه تو را در نزد مخلوقى كه در قبضهء قدرت من است يادآور شود و به من پناهنده نشدى . بجرم همين فرستادن بنده‌اى را نزد بندهء ديگر بايد در اين زندان بمانى چندين سال . و در روايت ديگرى همين مضمون آمده كه بعضى از سؤال و جوابها را ذكر نكرده ولى پس از هر سؤالى جمله‌اى گفته شده و آن اين است كه يوسف دنبال هر سؤالى ضجه و فريادى كشيد و صورت بر زمين نهاد و گفت خداوندا تو : مؤلف اخبار و احاديث در اين موضوع در ابواب مربوط بحالات حضرت يوسف عليه السّلام گذشت و گفته شد . فاللَّه خير حافظا بنا بر اين توكل من بر او است و كار خود را به او واگذار مينمايم - و هو ارحم الراحمين - بر ضعف و پيرى من رحم مىكند و يوسف را حفظ نموده و به من باز ميگرداند و دو نوع مصيبت را بر من جمع نميكند ( فراق يوسف - پيرى و ضعف ) در تفسير مجمع آمده كه در روايت هست خداوند متعال به يعقوب فرمود بعزت خود سوگند كه هر دو چيز را به تو برميگردانم هم يوسف را و هم نيروى بدنى را چون توكل بر من نمودى . - و ادخلوا من ابواب متفرقه - يعقوب بفرزندانش فرمود هنگام دخول بمصر از درهاى متعدد وارد شويد - چون اين برادران يوسف داراى حسن و جمال و هيئت زيبائى بودند و در مصر هم مشهور شده بود كه اين گروه خيلى مقرب و محترمند در دربار سلطان كه ديگران چنين نبودند يعقوب ترس داشت كه اينها را چشم بزنند و ما اغنى عنكم من اللَّه شيئا يعنى اگر خداوند اراده كرده باشد كه بشما حادثهء ناگوارى برسد اين دستور من براى شما نفعى نداشته و بالاخره قضاء الهى در حق شما جارى خواهد شد كه احتياط و پيشگيرى از تقديرات حتميه مانع نخواهد شد . - وَ لَمَّا دَخَلُوا مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُمْ ما كانَ يُغْنِي عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ - و با اينكه طبق دستور پدر از درهاى متعدد وارد شدند ولى راى و نظر يعقوب نتوانست آنان را از قضا و تقديرات الهى مانع شود همچنان كه خود يعقوب گفت : بالاخره موضوع سرقت ظاهرى پيش آمد و بن يامين دستگير شد و مصيبت يعقوب چند برابر شد - إِلَّا حاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ قَضاها فقط اين دستور